استاد شهید مزاری:- من هیچ وقت نه شیعه گفته ام، نه سنی، و نه هم بعد ازاین می گویم؛ چون به اعتقاد من، شیعه ـ سنی و این مسایل را مطرح کردن یک نوع بازی است
   
 
  هزاره و میراث فرهنگی

قر بانی قرنها افراطیت دینی، تبعیض،تعصبات قومی و نژادی شده است

 

از تنديسهای بودا و از آثار تاريخي دوران پرعظمت امپراتوری کنشکا؛ و از باميان ميگويم که در اين امپراتوری بزرگ، همچون نگين مشعشع ميدرخشيد و تنديسهای بودا، سمبول يا نماد اين عظمت تاريخي بود. باميان در افغانستان مرکزی < هزاره جات >، تقريبا به مسافت 231 کیلومتر در شمال غرب کابل و در قلب کوه هندوکش، در ارتفاع 2500 متری موقعيت دارد. اين شهربرای بيش از هفت قرن ـ از قرن دوم ميلادی تا دخول لشکر اسلامي در قرن نهم ميلادی در آن، يکي از بزرگترين مراکز بودايی در شرق محسوب ميگرديد. پیکره های بودا که درلاش کوه ها دربامیان ساخته شده اند، از آثار هنری و مذهبی مردم این سر زمین اند که از قرن سوم میلادی یعنی از عهد کوشانی ها و از زمان کنیشکای بزرگ بیادگار مانده اند. این پیکره ها نموداراستعداد هنری وشاهکاراعتقادی مردم این مرزوبوم است که گذشت قرون و دهور درطول یکهزارو هفتصد سال کمترین گزند فزیکی را بر آنها وارد کرده مگر بازهم مورد توجه جهانگردان وسیاحان قرارمیگرفت و درطی مدت قرن بیستم هزاران سیاح اروپائی و آسیائی را به تماشای خود فرا میخواند وازین مدرک مبالغ هنگفتی به جیب مردم افغانستان وارد میشد
سرزمين، بامیاندر محل تلاقی تمدن های ايرانی، يونانی، بودايی، هندو و اسلامی واقع شده و ميراث فرهنگی آن آميزه ای ارزشمند از تاثير اين تمدن ها و فرهنگ هاست.. اين ميراثها که در بسياری موارد استثنايي اند، فصل بسيار با ارزش و مهمی را در تاريخ حوزه تمدني ما و در مجموعي جهان مي سازند. يک بخشي عمده از ميراثهای تاريخي و فرهنگي افغانستان را آثار باستاني قبل از اسلام تشکيل ميدهد که از خصوصيات کاملا استثنايي برخورداربوده اند. بامیان در آن دوران تاريخي، منحيث با اهميت ترين مرکز تقاطع تمدن ها و جريانهای متفاوت فرهنگی و به مثابه شاهراهی انتقال، و داد و ستد دست آورد های فرهنگی ملل مختلف جهان شناخته شده است. بازرگانان، سياحان و هنرمندان از چين، هند، آسيای مرکزی و اروپا با استفاده از راه مشهور ابريشم، در اين حوزه باستاني رفت و آمد داشتند،.
سرانجام در روز نهم مارس سال 2001 ميلادی، بعد از برگزاری نماز جمعه، نيروهای طالبان به روی مجسمه های بودا، آتش گشودند و دو شبانه روز به اين کار ادامه دادند تا در شامگاه 11 مارس، از "صلصال" و "شهمامه" 1600 ساله، تنها دو حفره به ارفاع 53 و 35 متر در دامنه هندوکش مرکزی افغانستان باقی ماند.
طالبان بالای این تند یسهای بیروح وبی جان بودا ترحم نکرد وآ نرا منهدم ساخت که این پیکره ها از لحاظ ساختمان فز یکی به اجداد ونیاکان مردم هزاره جات شبا هت
قیا فوی دا شتند.طا لبان این کار را بخاطر آن انجام داد تا افتخارات با ستانی و تا ریخی نیا کان هزاره را محو ونابود نمایند وبعدآ به جها نیان بگو یند که این مردم باشنده گان بومی و اصلی سر زمین کنونی نمیباشند که بدین وسیله بتوانند هویت تا ریخی این مردم را از بین ببرند.
محترم داکتر جلا ل الدین صدیقی دانشمند معر و ف کشور در باره بامیان و آ ثار با ستانی آن مینو یسد که:- بودا بامیان تنها میراث گرانقدر مردمان آریا نای کهن، خراسان اسلامی و افغانستان کنونی وبخصوص مردم وسرزمین
هزاره جات نبوده بلکه جزء از تمدن تمام بشریت بشمار میرود << که مجسمه ها و تصاویریکه از عهد بودا ئی باقی مانده است معمولآ در هر منطقه که ساخته شده است،باز تا ب دهنده همان گروه اتنیکی بوده اند که در آن محل زیست داشته است و ازین رو چنین بر میآ ید که هیکل های بودا ئی و تصا ویر دیواری واقع در بامیان هم به اتنیک های مردم هزاره شبا هت
کا مل به هم میر ساند>> آ قای صد یقی اضا فه مینماید
< پس بدون تر دید میتوان گفت که در آ فر ینش گنجینه های کهن هنری بامیان نقش خلق هزاره و نیا کان هنر پر ور شان نه تنها بر جسته بوده بلکه مردم هزاره حق دارد که بدین دستاورد ها ی هنری و میراث گرانقدر اسلا ف شان افتخارنماید و خود را وارث تا ریخ کهن ومیراث با شکوه بامیان با ستان بد ا نند>
شهر بامیان با قدامت چندین هزار ساله طی چندین قرن مورد تهاجم متجا وزین خارجی از جمله:- دار یوش، کوروش، سکندر کبیر، اعراب، چنگیز خان، اورنگ زیب، نا در افشار، بریتانیا و حکام داخلی، امیر دوست محمد خان،
امیر عبد الرحمن خان و نادر شاه خان قرار گرفته است. که در اثر این یو ریش ها برخی از میراث های باستانی و تمد نی بامیان متضررویا نا بود شده اند - تخریب این آثار باستا نی بخصوص پیکره های دو بودا در آغاز توسط اورنگ زیب و بعد از آن بوسیله، همسران امیر دوست محمد خان و امیر عبد الرحمن خان و براسا س حکا یت، مردم محل، همسر نادر شاه خان صورت گرفته است. همسران این امیران - چهره های دو تند یس بودا ویک یک پای آنها را توسط گلوله توپ خراب کر ده اند.درزمان امیر عبد الر حمن خان ارگ شهر غلغله تخریب وبه خاک یکسان گرد ا نیده شد ه است.
پيش از طالبان نيز، مجسمه های تاريخی بودا در باميان ضربه های فراوان ديده بود، چنگيز خان مغول در سال 1222، اورنگزيب در سال 1689 و عبدالرحمان خان در سال 1892 ميلادی، هر کدام به نوبه خود برای تخريب اين دو مجسمه تلاش کردند و بر پيکر آنها صدماتی وارد نمودند؛ در جريان جنگهای مقاومت مجاهدين در، نیمه دهه نود ميلادی نيز مجسمه های بودا، از آسيب مصوون، نماند.
به باور برخی از کارشناسان، مجسمه های بودا در باميان، اگر تا ديروز نمادی از ديرينه تاريخی در اين سرزمين بود، امروز يادگار سالهای حاکميت افراطگرايی مذهبی در اين کشور است، حرکتی که جهان را تکان داد و يونسکو آن را وحشت فرهنگی ناميد.
بودا در هنگام تخر یب و نا بو دی پیکر ه ها یش میگفت:
- البته راههای زياد وجود داشت،ولی موجوديت من گنـــــــــاه بزرگتر از همه گناهان تعبير شده است، دست هــــا به تنهائی صدا ندارند، ولی در پشت پرده بازی هـــــای خطر ناک می آفرينند. انسان ديروز شبيه انسان امروز نيست، من به همــــه يارانی که از دست رفته اند وبه همه يارانی که مانند من به نوبت به خط مرگ ايستاده اند، سر تعظيم واحترام خـــــم ميکنم. ميدانم که مرگ من يک جنايت هولناک در تاريخ معاصر است واين افسانه قرن ها، قصه ويران شدن کاخ يک مدنيت خواهد بود،
زنده گی شکل يک نمايشنـــــامه را دارد که بازيگران در جــــريان تاريخ، عوض ميشوند وسوژه ها تراژيدی ترميگردند. اساسا ً من چراغی بودم که آغاز وانجام من برای سوختن بود.من شکوه وجلال خود را سالهـاست که گُم کرده ام ودر گردن تاريخ شما اويزان بودم.
آتش در زير خاکستر تا دير زمانی نميتواند بازی کند، يا خــــــاموش ميشود، يا دُنيا را به آتش ميکشد، نيروی چنگيز، آتيلا وهتلر، نمادهائی زنده از زمره شما انسا ن های شريف بودند که با کار نامه های شرم آور خود، سير تاريخ انسانيت را تغيير دادند. فراموش نکنيد امروز هـــــم متاءسفانه، آن نوع جنايات به شکل ديگر وباکيفيت وانديشه ديگر، در روی زمين ادامه دارد، چه کسی ميتواند جـــــــــلو اين زشتی ها را بگيرد ؟ پاسخ روشن است، هيچکس. به علتی که همه با يک صدا در آفريدن مصيبت هــا، دست دارند، همين بُرهان است که غرور ملی جای خود را به شرم ملی داده است.
تلاش جهانی برای بازداشتن طالبان از تخريب آثار فرهنگی و تاريخی افغانستان به ويژه بتهای بودا در باميان آغاز شد.
کوفی عنان دبير کل سازمان ملل متحد با فرستادن نماينده ويژه خود به کابل و قندهار، از سران طالبان خواست تا از تخريب اين آثار صرف نظر کنند.
دبيرکل يونسکو، سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد، از سازمان کنفرانس اسلامی در خواست کرد که طالبان را متقاعد کند که از اين تصميم خود منصرف شوند.
رييس موزه مترپوليتن نيويورک نيز از رهبران طالبان خواست که به جای تخريب اين آثار فرهنگی و تاريخی، آنها را به موزه های کشورهای مختلف بفروشند.
همچنين علاقه مندان و پيروان آيين بودايی در چند شهر آسيايی، در اعتراض به اين تصميم طالبان دست به تظاهرات زدند.
اما اين فشارها، تاثيری بر عزم طالبان برای تخريب آثار و داشته های تاريخی و فرهنگی افغانستان نگذاشت و در حالی که رايزنی های جهانی برای متقاعد کردن آنها به صرف نظر کردن از اين اقدام ادامه داشت، از نقاط مختلف افغانستان، توپ، تانک، مسلسل و مواد منفجره به باميان، شهر مجسمه های تاريخی بودا منتقل می شد.
نويسنده کتاب افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، همچنين معتقد است که تخريب مجسمه های بودا، در حقيقت نوعی دهن کجی از سوی طالبان در برابر کشورهای اروپايی و آمريکايی بود که آنها را در انزوا قرار داده بودند.
او می گويد: "طالبان بيش از اينکه به اجرای شريعت بينديشند، به اين فکر بودند که با از بين بردن بودا باميان، از جامعه بين المللی، سازمان ملل متحد و کشورهايی که آنها را به رسميت نشناخته است، می توانند انتقام بگيرند، بنابراين، هر قدر تاکيد جهانی بر حفظ اين آثار بيشتر شد، طالبان هم بيشتر بر ازبين بردن آنها پافشا ری میکردند.
ترویج آ ئین بودائی در بامیان باستان:
آيين بودا كه در سدة پنجم پ.م. در درة گنگ به دست بودا پي‌افكنده شد، در سدة اول ميلادي براثر نيروگرفتن و جاندار شدن آيين برهمني قديم هندوان راه شمال‌غربي درپيش گرفت. صلح پايدار و امنيت‌كوشان هم يك عامل مهم پيشرفت و رونق آيين بودا شد و شاهان كوشان هم دررواج اين دين كوشيدند و به فرمان آنان بسياري پرستشگاها در سراسر قلمروكوشان برپا شد. اين پرستشگاهها را چنان مي‌ساختند كه به راهها و آباديهاي مهم نزديك باشد تا راهبان بتوانند نيازمنديهاي مادي خود را برآورند و دريوزگي كنند و نيز چنان دور از دسترس باشند كه از گزند رهگذران و دزدان درامان باشند و فرصت تفكر و پرداختن به كشف و شهود داشته باشند. اما يك تغيير ودگرگوني تدريجي و بسيار آهسته چه از لحاظ زبان و چه ازنظر فضا پديد آمد. اين دگرگوني را مي‌توان نتيجة تاختن مهاجمان جديد دانست. در سده‌هاي سوم و چهارم ساسانيان و هونها و هپتاليان از شمال شرقي به هند درآمدند. دربرابر اين مهاجمان نوخاسته ديرنشينان به غارها پناه جستند و سرگرم آراستن آنها با پيكره‌ها و نقشها گشتند. دربرابر هيناينه ساده و بي‌پيرايه كه به دست خود بودا پرداخته شده و قوانين ساده درآن بود شيوه و سبك پرفخامت و سنگين و منعقد و مبهم ماهايانه و تانتريسم متضمن قوانين بغرنج و پيچيدة تناسخ وآيينهاي شگفت شاگردان و پيروان بودا معمول شد. درهمين زمانها چين درساية حمايت جنگاوران دودمان تانگ بارديگر به دادوستد و بازرگاني ازراه ابريشم پرداخت. فرمانروايان فرودست دولت ساساني و قبايل دست‌نشاندة دودمان تانگ به نگاهباني راه ابريشم همت گماشتند و بسياري از بازرگانان و جهانگردان و زائران دراين راه به حركت آمدند. هواي تسانگ زائر چيني در حدود 360 ميلادي به راه‌پيمائي دست زد. دراين زمان هنر بودايي هم‌درهم ريخته و مغشوش است و هم پرشكوه. درباميان در افغانستان ديرنشينان دو بت بزرگ ساختند به بلندي 35 و 53 متر و در گرداگرد آنها بر ديوارها و طاقچه‌ها نقشهاي داستانهاي مذهبي و مجسمه‌هاي شخصيتهاي ديني و شاهزادگان و بخشندگان و نوازندگان بودا را پرداخته‌اند. درهمين جا است كه نخستين‌بار به ماندالا يا مجسمه‌هاي كوچك همه با هم يكسان بودا در پيرامون بت بزرگ برخوردند. نفوذ هنرساساني رامي‌توان از روبانهاي افشان و پرانحناي آرايش موهاي شاهزادگان شناخت. در دير فندقستان در درة‌قوربند در سدة هفتم ميلادي و در تپه سردار نزديك غزنين در سده‌هاي هفتم و هشتم نقشهايي از گل و گياه پرداخته‌اند بسيار ظريف و باريك و لطيف كه نمودار هنر گوپتاي هنداست با آرايشهاي متكلف. همچنين بايد از پرستشگاه بودايي آق باشيم و آذين تپه در تركستان روس ياد كنيم.
باختر باستان در قلمرو شاهزادگان سغدي و ترك درآمد. اينان قلعه‌ها و دژهاي استوار خندق‌دار برپا كردند با ديوارهايي كه به نقشها و نگارها و مناظر دين آراسته بودند. هنوز نتوانسته‌اند آنها را به نحو معقول و خردمند پسند تعبير كنند. برخي ازاين نقشها را با داستانهاي حماسي ايراني پيوند داده‌اند. ايرانيان دراين هنگام به همراه عربان همچون آورندگان و گسترندگان آيين نو و فرهنگ و تمدن اسلامي بارديگر به افغانستان و آسياي ميانه درآمدند دربالاليك تپه (ازآثار سده‌هاي پنجم و هفتم ميلادي) و در ورشخا (آثار سده‌هاي ششم و هفتم) و مخصوصأ درشهر كوچك سغدي پنجينكنت كه در سده‌هاي پنجم تا هفتم آباد بودو همچنين در افراسياب كه همان سمرقند باشد اكنون كاوشهاي پردامنه‌اي شده و خانه‌ها و كاخها و پرستشگاههاي آراسته به نقاشي و مجسمه به دست آمده است. اين نقشها ومجسمه‌ها براساس همان انديشه‌‌هاي موجود درآثار باميان است ولي ضمنأ داراي مناظر ضيافت و بازي و جنگ است كه آرايش ديوارهاي بلند و خفة‌كاخها و پرستشگاههاي پنجيكنت گشته است. بعضي مناظر جنگهاي پرداخته شده بر ديوارهاي پنجيكنت را با حماسة شرق كه بعدها فردوسي در شاهنامه سروده است يكي دانسته‌اند.

همة انديشه‌هاي معنوي و سياسي و مذهبي و هنري مردم آسياي ميانه در جهان شگفت و محدود درميان كوههاي سربه فلك كشيده و بيابانهاي بي‌پايان و هراس‌انگيز كرانه‌هاي رود تاريم دركنار شنهاي درياچه لب نور جلوه‌گر شده و جنبة الوهيت گرفته است.

بعضي از جهانگردان روزگار كهن مانند هوان تسانگ از گردنه‌هاي پامير و يمگان گذشته به پرستشگاههاي بودايي و شهرهاي كوچك و آرام راه جستند. ين جاها پايگاههاي امن و راحت بودند و درآنها هزارها اثر ايماني را مؤمنان با نقشها و پيكره‌ها برآورده‌اند. بهترين نمونه‌هاي مجسمه‌سازي را مي‌توان در تومشوك و شورچوك و كومتورا يافت. باآنكه مصالح اين آثار هنري تنها ازگل و كاهگل است بانقاشي و رنگ پيكرده‌ها را بس زيبا پرداخته‌اند. نقاشيهاي اين دوران دراين سرزمين كه در جهان معروف است و بهترين نمونه‌هاي آن در موزه‌دولتي برلن شرقي محفوظ است و بهترين نمونه‌هاي آن در موزه دولتي برلن شرقي محفوظ است از‌آنروز اهميت دارد كه درآنها هنر هند و خراساني و چيني گرد آمده است. در پيرامون شهر كوچا در تركستان چين در شمال تاري و مركز فرقة بودايي هينايانا در سده‌هاي چهارم تا نهم مراكز هنري قزل و تومونرا ودولدورآتور و سوباچي پديدار شده است. حتي در حدود 500 پ.م. هنرمندان غار دريانورد از هنر هندي گوپتا متأثر گشته بودند. سپس در 650 ميلادي در غار شانزده شمشيرزن دورنماها را با سبك خاص چيني پرداخته‌اند. در گومتورا در دوران اخير نفوذ هنر چيني بسيار است همچنانكه در تورفان درسدة هفتم كه تمدن جداگانه‌اي به دست تركان اويغور پديد آمد چنين بود. اويغوران مردم تربيت يافته و ظريف و سفيدپوستي بودند كه رگه‌هايي از چينيان و تبتيان داشتند و پيرو مكتب ماهاياناي بودايي بودند و ضمنأ از آيين ماني كه آميخته‌اي بود از اديان آن روزگار و آيين نسطوري پشتيباني مي‌كردند. بهترين نمونه‌هايي نقاشي تورفان را در بازاكليك دريك نمازخانه يافته‌اند و موضوع آنها «بهشت بوداييان» است. در پيرامون بودا يا بوذاسف بسياري كاهنان و شاهزادگان و بخشندگان و نوازندگان بودايي فراهم آمده‌اند. شيوة بين حالات جدي و شوخي و نقشهاي مضحك و ظريف و دقيق در بيننده اثري شگرف مي‌گذارند واورا به جهان سدة هشتم ميلادي مي‌برد. هنوز هم آثار بودايي موجود در افغانستان آنچنانكه بايد كاوش و بررسي نشده است.

میراث فرهنگی و تا ریخی بامیان:-

مرحوم احمدعلی کهزاد درمورد معرفی پیکره های بودا دربامیان مینویسد: پیکرهای بودا بزرگترین مجسمه های جهان میباشند که بصورت سموچ های منظم و منقوش دربد نة کوه کنده اند. یکی آن 53 متر و دیگری 35 مترارتفاع دارد وبفاصله 400 متر ازهمدگرفاصله دارند.
بت 53 متری بامیان بزرگترین هیکل بودائی دنیا وبلند ترین مجسمة سنگی جهان است و جا دارد که هفتمین اعجوبة جهان باشد. از نظربودائی ها این دو مجسمه تمثال بودا بوده و به اندازة فوق العاده بزرگ دردل کوه کنده شده است. قبا های بت هارنگه بوده به طوری که قبای بت 53 متری سرخ و از 35 متری آبی یا کبود بوده است. و روی همین رنگها بودکه مسلمانان وقتی باراول وارد بامیان شدند، مجسمه های مذکور را بنام های« سرخ بت» و « خنک بت» یاد کردند. و بخاطر همین رنگها بود که هیوات تسنگ سیاح چینی وقتی آنها را دید فکرنمود که مجسمه ها از چودن ساخته شده اند وبا هم پیوند یافته اند. در حالی که مجسمه های مذکوردر سنگ دانه دارکوه تراشیده شده اند.
از لحاظ تاریخی بت 35 متری بر بت 53 متری قدامت دارد. به این معنی که بت 35 متری بامیان احتمالا درقرن سوم و بت 53 متری درقرن چهارم یا قرن پنجم ساخته شده باشد. برعلاوه این دو مجسمة بزرگ، مجسمة دیگری هم بفاصله هزار قدم دورتر بشکل خوابیده موجود بوده است. این مجسمه بودا را در فبرستان نشان میداد.
هیوان تسانگ زایر چینائی که در نیمة اول قرن هفتم میلادی از بامیان دیدن کرده است ازین هیکل بزرگ دراز افتاده بودائی یادآوری نموده است و موقعیت آن را در مجاورت هیکلهای بامیان ذکر کرده است. این زایر چینائی بامیان را بنام کشور« فان ین نا» یاد نموده میگوید: معابد متعدد درآن موجود بوده و درآنها هزاران راهب به اخذ تعلیمات و تدریس مصروفند. در سخره های عمودی و بلند کوه های شمال شرقی پایتخت مجسمه های بودا را به بلندی 140 تا 150 فت کنده اند. این مجسمه بزرگ طلائی میباشد که درهنگام طلوع آفتاب شعاع آن بهر طرف نشر میگردد. به فاصله 12 لی (یک لی مساوی نیم ورست و یک ورست مساوی10،67 کیلومتر) در شرق شهر بامیان هیکل خوابیدة بودا را درمعبد بزرگی مشاهده نمودم که با (نیروا نا) یعنی به مقام ابدیت فرومیرود. این هیکل یکهزارفت طول دارد و شاه مملکت هرسال در جشن آزادی جمله دارائی منقول خود و خاندان خود را به شمول آنچه در خزانه دارد می آورد وآنرا به نام وی قربانی تقدیم میکند.
. کار ساختمان دو پيکره بزرگ در قرن دوم ميلادی به هدايت و حمايت کنشکای کبير آغاز گرديد و احتمالا در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پينجم به پايان رسيده باشد. مغاره های حفرشده در دل کوه ها، محل بود و باش هزاران راهب بودايي را تشکيل ميدادند و همچنان بحيث مهمانخانه برای مسافران، بازرگانان، و زائرين اين مرکز بودايي، مورد استفاده قرار ميگرفتند. اين مغاره ها مملو از نقاشي های مختلف بودند که همزمان با تراش و ساختمان پيکره ها بحيث يک مجموعه يي بهم پيوسته حفر شده بودند. آنها به طول يک مايل، قسمت شرقي و غربي، يعني دو مجسمه بزرگ را با هم وصل ميکردند. وادی را ميتوان به سه بخش تقسيم نمود. بخش غربي جايي که مجسمه بزرگ 53 متری (به روايتي 55 متری) قرار دارد و بيشترين بخش مغاره های منقوش را در بر ميگرفت، بخش مرکزی که يک پيکره نسبتا کوچک (احتمالا در حالت نشسته) نيز تراشيده شده بود و تعداد زيادی از مغاره ها را در بر ميگرفت، و بخش شرقي واد ی که دارای مجسمه بزرگ 38 متری بودا بوده است. برعلاوه این دو مجسمة بزرگ، مجسمة دیگری هم بفاصله هزار قدم دورتر بشکل خوابیده موجود بود. در حدود یکهزارو هشتصد سال قبل، کاروانهای تجارتی زیادی از آسیا و اروپا به قصد مسافرت به چین از افغانستان عبورمینمودند.این جاده در عصر شاهان کوشانی و بویژه دردورة کنیشکا رونق زیادی کسب نمود. شمار زیادی از زائرین چین نیزازین راه عبور میکردند. آنها به هند یعنی جائیکه بودا بیش از دو هزار سال قبل در آنجا متولد گردیده بود سفر میکردند. یکی از سیاحین،
داکتر یاورسکی، نمایندة دولت روسیه تزاری در دربار امیرشیرعلی خان است که ازین مجسمه ها دیدن کرده و در کتاب خود ازآنهااینطور یادآوری نموده است: « من تنها کسی نبودم که ازدیدن این اعجوبة تاریخی که قرنها پیش دست بشر آنرا به روی سخرة کوه کنده غرق حیرت شده بودم. این پیکره در مقابل عوارض سماوی و خرابکاری ناشی از تعصب وبغض اعمال تنگ نظرانه هنوزهم پایداری نموده اند. روی سخره که تقریبا دوسه فت بلندی دارد رواق طویلی رابا عرض هفتاد فت و عمق 25 تا 30 فت حفر نموده اند. این صخره از سنگ کنگلومیرات میباشد. در داخل رواق مجسمه بزرگی را به ارتفاع 140 فت به شکل برجسته که سطوح سه گانه آن یعنی جانب مقابل و جناح های چپ و راست از داخل رواق بیرون کنده شده وپشت مجسمه به کوه چسپیده میباشد. چهرة مجسمه رااز فرق سرتاحصة پایها عمودی تراشیده اند. گوشهای سالم و در اطراف گردن و بالای شانه ها خشت کاری مشبک تا وسط گوشها به شکل دهلیز دیده میشود. سینة هیکل فراخ و چین های مرتب لباس بروی سینه وشانه ها افتاده و دستهای آن شکستانده شده و پاه های مجسمه رانیز تاحصة زانوبا فیر توپ شکستانده اند. دیوار های داخل با پلستر گچ پوشیده شده حصة فوقانی گنبد نمای رواق بالا سرمجسمه میباشد که با نقوش رنگین اعم از اشکال زن و مرد به رنگهای لاجورد، سرخ، زود و سفید مزین گردیده است. طرز نقاشی بین چین و بیزانت میباشد. دروسط پاهای مجسمه بزرگ، مغازه های خیلی بزرگ که دیوار و سقف آن سیاه معلوم میشوند، موجود است که حکایت از سکوت مردم درآنها مینماید. دردیوار ورواقهای مغازه به ارتفاعات مختلف روشندانها موجود بوده و ازین مغازه هاپله های پیچ وتاب خورده تا فرق مجسمه موجود بود که زوار بودائی ازین طریق به طواف می پرداختند.
داکتر یاورسکی دررابطه به بت 35 متری مینویسد: به جز جسامت، مجسمه از نقطه نظر شکل از همدیگرچندان فرق ندارند. بلندی مجسمه دومی120 فت بوده روی آن کاملا خراب شده است. در داخل این مجسمه نیز اتاقها مزین موجود بوده است که با دود سیاه شده است... بگفت نبی کهزاد« قسمت های برهنة مجسمه 36 متری کاملا از ورق طلا پوشیده بود که زیر اشعة طلائی آفتاب چشم بیننده را خیره میکرد. درزمان کوشانیها و بعد ترازآن، بامیان مسیر راه سوداگران ادویه و ابریشم وزایرین دین بودا و رفت وآمد کاروانهای تجارتی بود که ازین راه به چین، هند و بلخ میرفتند.» (مجله آزادی، شماره 42، ص 25)
مرحوم کهزاد بروایت از کتاب الفهرست میگوید: « در بامیان معبد یست که زوار بیشمار ازهند و ختای به قصد زیارت به آنجا می آیند. درین معبد بت های قیمتداراز طلا دیده می شود که با احجار کریمه تزئین گردیده اند. یعقوب لیث مقداری از آنها را به حضور خلیفه بغداد تقدیم کرد. این نویسنده در بارة مجسمه های بزرگ بودا دربامیان نوشته است: هندی ها حین زیارت خوشبوئی ها وسامان قیمت بهارا به نام قربانی برای بت های بزرگ تقدیم میکنند. بت ها آنقدر بزرگ و جسیم اند که از مسافة خیلی دوردیده میشوند. زواری که از راه دور می آیند، نباید از فاصله دوربه طرف بت ها نگاه کنند زیرا آنرا گناه عظیم میدانند. ایشان قبل از اینکه به پای بت هابرسند بطرف زمین باید ببینند. احیانا اگر چشم یکی از زوار بربت ها ازدوربیفتد باید از همان نقطه دوباره برگشته وسفرش را آغاز نماید..
بودای باميان يکی از اين نمونه های استثنايي است. زيرا پيکره های بودا در ساير کشورهای آسيايي، معمولا بودا را در حالت خوابيده و يا نشسته و همچنان در وضعيت خلسه که نمايندگی از درونگرايي دين بودايي ميکند، به نمايش ميگذارد ؛ ولي برعکس، مجسمه های بودا در باميان، از برکت هنر گريکوبوديک (گندهارا) قد برافراشته و ايستاده اند و در حقيقت نمايندگی از طرز دید و تفکر عملگرايانه دنيای يوناني ميکنند. بر علاوه، لباس اين پيکره ها نيز با پيکره های خدايان يونان باستان در برخي موارد شباهت میرساند. پيکره ها، مغاره ها و ساير تاسيسات مربوط به آن، در حقيقت همه مجموعه يي از ساختمانهای بسيار با شکوه و مجللي را تشکيل ميدادند. تنديسهای بودا در درازنای تاريخ پرشکوه خود ـ چه در زمان استيلای اعراب وچه حتا در تهاجم چنگيز و هلاکو ـ زياد تخريب نگرديدند.
آنها صرف زيورات و پوشش طلايی پيکره ها را به غارت بردند. هر جهانگشای مشهور تاريخ که اين شاهراه عظيم را پيموده و از باميان گذشته، در پيش پای اين مجسمه های پر هيبت و عظيم، احساس حقارت و کوچکي نموده است. جالب است که در دوران زمامداری خوارزم شاهيان که باميان مرکز امپراتوری آنها بود و شريعت اسلامي نيز جاری، اين پيکره های با شکوه، همچنان با عظمت و وقار، و منحيث ميراثي گرانبها از گذشته درخشان تاريخي اين کشور، زينت بخش شهر تاريخي باميان بودند.
در يک هزار و دوصد سال حاکمیت زمامداران و سلاطين مسلمان بر اين سرزمين که تعداد زيادی از آنها مردمان خيلي متعصب هم بودند، اين ميراث باستاني کشور تخريب نگرديد و همچنان پابرجا ماند.
با غم و اندوه فراوان که در آغازين سا ل قرن بيست و يکم و در عصر گسترش پژوهش و کنکاش در باره ريشه يابي ساختمان جسمي و رواني انسان و گذشته تاريخي آن، و دست آورد های بي نظيری ناشي از اين بررسي های علمي، اين آثار منحصر به فرد تاريخي، پس از زخمهای فراوان، با آتشباری سلاح های ثقيل و جابجا نمودن مواد منفجره در بخشهای از بدنه آن، به تاريخ يازدهم مارچ سا ل 2001، منفجر گرديدند و بر زمين فروريختند !!!
اين ميراث های عظيم فرهنگي ما با فتوای ملا محمد عمر آخوند و در حقيقت به هدايت رهبران سازمان القاعده و توسط لشکر جاهل و متحجری که در بتن دشمنان مردم افغانستان بسته شده و رشد کرده بود، نابود گرديدند.
میگویند اورنگزیب پادشاه مغولی هند هنگام لشکرکشی به بلخ ازدرة بامیان عبورکرد و وقتی نظرش به آن هیکل بزرگ افتاد امرکرد تا آنرا با توپ بزنند، درنتیجه پاهای مجسمه در اثر اصابت گلولة توپ از میان رفت. (مجله دعوت، شماره 123، ص 3)
در اطراف مجسمه های بزرگ تقریبا 1200 سموچ موجود است که در داخل آنها تصاویر رنگین رسامی و نقاشی شده است. این سمچ ها اقامتگاه راهبان وپیروان بودائی بودند. با آمدن اسلام در افغانستان، دین بودائی به تدریج شکوه و رونق خود رااز دست داد وبا جابجائی دین اسلام درکشور، دیگر پیکره های بودائی بامیان محل عبادت بشمار نمیرفتند و فقط بحیث یادگار های مذهبی و تاریخی و هنری باقی ماندند که سیاحین و جهان گردان را به تماشای خود ساعتها مشغول مینودند.متاسفانه اگر صحبتی از بامیان در رسانه هاست تنها به یمن فقر و ناداری مردمان آن است که روزگاری بامیان کهن، ثروتمند ترین شهرهای دنیا بحساب می آمده است.
.پيکره های بزرگ بودا که قبل از تخريب بدست طالبان، جذابيت خاصی برای جهانگردان خارجی داشت، حالا کاملاً نابود شده است اما حفره های عميقی که مجسمه ها در آن ساخته شده بودند، هنوز هم ديدنی است.
زنده گی درون قومی در افغانستان می تواند تداعی سیاسی و انسان شناسانه ء مختلفی را همراه داشته باشد. مسایلی از قبیل امنیت قومی و زبانی و مذهبی که اگر عمیقاً به آن توجه شود مسایلی اند که در شکل بر جسته شده اند. درسمت گیریهای قومی درکشور باید آن را به عنوان یک واقعیت سیاسی بررسی کرد.
سیاست سکوت علیه مردم هزاره زما نی بر ملا شد که به سنت های اعتقادی –سیا سی زمامداران تبدیل گر دید. این سیاست از زمان امیر عبد الرحمن تا رژیم خون آشام طا لبی بر ضد مردم هزاره اعمال میشد، تاریخ سیاسی و اجتماعی مردم هزاره حکایتگر همین جنایات زمامداران جلاد قرن است که: میکشتند
، ویران میکرد ند، دروغ میگفتند، به قرآ ن وایمان خیانت میکردند و به خون انسان طها رت سیاسی مینمودند.
بر اساس همین سنت غیر انسانی رژیم انحصارگر طا لبا ن کشتار ها، قتل عام های جمعی را با قساوت و بی رحمی در برابر جا معه هزاره در شهر بامیان،ولسوالی یکا ولنگ، شهر های مزار شریف، کابل،هرات ودیگر مناطق هزاره نشین ولایات ارزگان، غز نی، غور،پروان، وردک، سر پل، سمنگان،بغلان و قندوز انجام دادند.
بامیان امروز، چهره اش مظلوم است که تند یس های بوداهایش ویرا ن و برای همیشه جاودان ساخته شده است. بودا که توسط لشکر جهالت متعصب و کور قبیله گرا در مراحل مختلف تاریخی نیست و نابود شده اند و اکنون نیز، اطرافش برای حفاظت از آثار تاریخی با سیم خاردار جا ودانه گرد انیده است، ولی مردم بامیان در شرا یط کنونی از فقر، عقب مانده گی، نبود وسا یل زنده گی شهری، از فقدان آب صحی آشا میدنی، برق، دکا کین کلا ن وبازار برزگ شهری، تا مینات زراعتی ومالداری، عدم موجودیت شفا خانه و سرک اسفلت شده حتی سرک خامه موتر رومناسب رنج میبرند.
يک تن از ديپلماتهای فرانسوی در مورد این سر زمینگفته است هنگام ورود به باميان و هزاره جات مرکزی آدم تصور می کند به "آخر دنيا" آمده است. درین سر زمین اثری از بازسازی به چشم نمی خورد. به گونه ای که پس از پايان جنگها در افغانستان و ايجاد دولت مرکزی، تغيير مثبتی در زندگی مردم درین مناطق رونما نشده است.که پس از ايجاد دولت مرکزی و با وجود جاری شدن کمک های جهانی به افغانستان، زندگی او هيچ تغييری نکرده است. باميان وهزاره جات اگر از يک سو فرهنگ غنی دارد، از سوی ديگر مردم اين ساحه در نهايت فقر مادی زندگی می کنند.
در سومين ماه فصل بهار زمينهای زراعتی در باميان و هزاره جات سرسبز است. زمين داران باميانی هزاره جات با جد يت روی زمين هايی که در حقيقت يگانه منبع درآمد برای آنان به شمار می رود، کار می کنند.
در باميان بنا بر شرايط خاصی، تنها کچالو کشت میشود. البته برخی دهقا نان به کشت های ديگری هم دست می زنند اما بيشترين محصول زراعتی در باميان از کشت کچالو بدست می آيد.
آنگونه که باشندگان این مناطق می گويند، تمامی مواد خوراکی از کابل به باميان وهزا ره جات مرکزی انتقال می يابد که اين موضوع مشکل ديگری را ايجاد کرده است.
جاده ها خيلی ناهموار است و سفر کاروانهای مواد غذايی از کابل به باميان وهزاره جات مرکزی در برخی موارد دو تا سه شبانه روز را در بر می گيرد که در نتيجه نيمی از اين مواد تا رسيدن به مناطق غير قابل استفاده می شود.
اين مواد در يگانه بازاری که در مرکز شهر باميان ودیگر مناطق هزاره جات مرکزی موقعيت دارد، با نرخ بلندی به فروش می رسد.
مردم بامیان وهزاره جات مرکزی از دولت کنونی افغانستان می پر سند از آنجائی که در بیش از چهار سال اخیر میلیارد ها دالر کمک های جا معه
جهانی به کشور سرا زیر گردیده این مبا لغ فراوان به کجا وچگونه در باز سازی افغانستان به مصرف رسانیده شده است.ولی باتآ سف باید گفت ازین میلیارد ها دالر پول های کمکی مجا مع بین المللی حتی به اندازه یک خشت گذاشته نشده و تا هنوز برای با زسازی ولایت با میان ومناطق هزاره جات مر کزی کدام بودجه ای به مصرف رسا نیده نشده است ومسولین دولتی صرفآ تنها وعده ووعید و یکتعداد حرف ها و بیا نیه ها را در هنگام سفر ها به مردم هزاره جات تحویل داده ومیدهند وکدام کار قابل لمس که فقر – بی کاری – بیماری را کاهش بدهد تا کنون انجام نداده اند.باوجود تبلغات دولت افغانستان وکشورهای کمک کننده مردم با میان وهزاره جات مرکزی تا هنوز درفقر تنگدستی – بیکاری وامراض علاج نا پذیربسر میبرند وبطور نمونه میتوان از چند فا میل تهیدست با میان
تذ کر داد وهنو ز که هنوز است ما نند دوران کمون اولیه در مغاره ها وسموچ ها بو دوباش مینما یند که خود نماینده گی از فقر و بیچاره گی آنان مینماید در ین تصویرپسر بچه خورد سا ل را مشاهده میکنید که او در یکی از مغاره ها با خا نواده اش زیست ممینما ید.
باید رهبران به خود آیند وبرمردم فقر زده این سر زمین، چاره ای را بیند یشند، در باره با ز سازی این مناطق توجه بخرج دهند.
پسر بچه خورد سا ل، که در یکی از مغاره ها ی کناربودا به همراه فا میلش بود و باش دار د، پس از پايان جنگ ها در افغانستان و ايجاد دولت مرکزی،تغييری مثبتی در زندگی این پسر بچه خوردسا ل و مردم باميان وهزاره جات مرکزی رونما نشده است.
بعد از سقوط رژیم طالبان دولت کنونی افغانستان طی مد ت چهار سا ل اخیر چندین نشست و جلسات را زیر نظر موسیسه فرهنگی ملل متحد، یونسکو، به اشتراک کشور های ذیعلا قه درشهر کابل و شهر ژینو مقر اروپائی ملل متحد در
باره باز ساز ی واحیای مجد د پیکره های بودا ی تخریب شد ه ای بامیان برگذار کرد ودرسال گذشته یکی از موسیسات فر هنگی کشور جا پان طرح پشنهاد با ز سازی این پیکره ها را بوسیله تصویر شعاع لا ئیزری به کمسیون موظف ارایه نمود. که همه این مسا یل توسط مطبوعات انعکاس داده شد.
قرار معلوم- مسوولین امور- کار پیشبر د پروژه بازسازی تند یس های بودای تخریب شده را به تعویق انداخته
واز پلا ن اولویت های اول کاری خارج کرده است که این موضوع نا خرسندی ونگرانی مردم هزاره و جا معه فرهنگی جهان را فراهم کرده اند و مردم ما از مقا مات دولتی تقا ضا دارند درین باره تجدید نظر واقعبینانه وعادلانه بعمل آورند در غیرآن دولت کنونی را مانند دولت های گذشته از زمره همان دولت های
متعصب وتبعیض پسند قرار خواهد دادکه دولت های مذکور سا ل های متما دی.
در مقابل مردم هزاره جات از بیعدالتی وتبعیض کار میگر فتند بنآ ازشخص آقای کرزی توقع داریم هر چه زود تر هدایت پیشبرد کار باز سازی تندیس ها ی بودا را بالای ارگانهای مربوط صادر نمایند ومردم ما را بیشتر از ین نا امید نسازند. و امیدوارند که مسوولین امور برمردم این سرزمین عقب مانده توجه دلسوزانه مبذول نمایند. تا مردم احساس کنند که مانند سابق با ایشان بر خورد تبعیض آمیز صورت نمیگیرد.
مردم بامیان از مسوولین دولتی تقاضا دارند که سا حات ومناطق دارای آبدات
تاریخی – با ستا نی وتوریستکی بامیان را شا مل فهرست میراث فرهنگیموسیسه جهانی یونسکو سازند تا از طریق این موسیسه فرهنگی ملل متحد باز سازی و احیای مجدد آثار باستانی با میان – ایجا د شهرک های توریستیکی در شهر بامیان - بند امیر- ودره آ جر فراهم ومیسر شوند.

 

هزاره ها و میراث فرهنگی با میان





Add comment to this page:
Your Name:
Your Email address:
Your message:

Advertisement
 
انجمن فرهنگی تکوین
 
این سایت توسط انجمن فرهنگی تکوین به منظور شناسایی همه چهره های هزاره ها که به خاطر بقایا هزاره خون شان و خون خانواده خود را در راه دفاع از هزاره ریختن و امروز کاملا نام شان فراموش شده و ما می خواهیم نام انها را دوباره زنده کنیم
ایا میخواهید مقالات شما در این سایت انتشار یابد
 
با عرض سلام انجمن فرهنگی تکوین با کمال میل از مقالات انتقادات و پشنهادات شما استقبال می نماید اگر میخواهید که مقالات شما در سایت ما نشر شود مقالات خود را به ما ایمیل کنید
hazara_takven@yahoo.com
takve_takven@yahoo.com
با تشکر
انجمن فرهنگی تکوین
پیوندها
 
کویته عبدالله رفیعی
www.quetta.blogfa.com
سایت علمی فیزیک ایران
www.hupaa.com
هزاره پیوند
www.hzarepayvand.blogfa.com
ویکیپدیا
fa.wikipedia.org
 

=> Do you also want a homepage for free? Then click here! <=
بابه مزاری:- خواست ما این است که جنگ نباشد تفاهم باشد؛ خواست ما این است که حذف نباشد پذیرش باشد؛ خواست ما این است که بیایند یک روز در تاریخ افغانستان ـ افغان ها اثبات بکنند که لیاقت و توانایی این را دارند که مشکل خود را در بین خود ـ خود حل بکنند